سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

224

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

نمىاندازم و به دست خود ، خونم را هدر نمىدهم . » « 1 » جعفر بن حنظله بيرانى هم وقتى خبر قيام محمد در مدينه به خليفه منصور رسيد ، به او گفت : « برو حمد خداى را به جاى آور كه او در جايى قيام كرد كه نه مال دارد و نه مردان جنگى و نه سلاح و نه چهارپا . » « 2 » منصور مىدانست كه مدينه نمىتواند نيازهاى محمد را به مال و مردان جنگى و سلاح و تداركات برآورده سازد ، درحالىكه خود منصور در سرزمين عراق بود ؛ سرزمينى كه على بن ابى طالب عليه السّلام آن را به جايگاه مردان و اموال وصف كرده است . بنابراين ، منصور در گردآورى سپاه و سلاح و تداركات لازم براى سپاهش توفيق يافت و از آنچه در خزانه‌هاى سرشارش وجود داشت استفاده كرد . منصور به بخل و خسّت و صرفه‌جويى در مخارج مشهور بود و اين امر باعث شده بود اموال فراوانى در خزاين دولت جمع شود كه منصور اين اموال را براى رويارويى با قيام محمد هزينه كرد و توانست سپاهيان فراوانى براى شكست او فراهم آورد . « 3 » و ديديم چطور عبد اللّه بن على با آن‌كه در زندان بود برادرزاده‌اش منصور را نصيحت كرد كه بخل و خسّت را كنار بگذارد و دست خود را در خرج كردن و بخشش اموال گشاده گرداند ، تا پيروزى را براى خود رقم بزند . طبرى در تأييد نظر ما به تفصيل از اهتمام منصور به جمع‌آورى سپاه و تجهيز آن به اسب ، چهارپا ، سلاح و آذوقه سخن مىگويد . « 4 » منصور مىخواست حلقه‌هاى گرداگرد نفس زكيه را محكم كند و با گل‌آلود كردن آب ، جنگ سخت اقتصادى عليه او برپا كند كه اين مىتوانست اثر و فشارى بيشتر از جنگ نظامى وارد آورد . او مىدانست [ تأمين ] نيازمندىهاى سالانه سرزمين حجاز با غلات و محصولاتى است كه از شام و مصر ، وارد مىشود ، ازاين‌رو ، از ورود اين محصولات به

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 200 . ( 2 ) . همان ، ص 204 . ( 3 ) . منصور بسيارى از اموال را كه براى بناى بغداد در نظر گرفته بود ، براى گردآوردن سپاهيانى هزينه كرد كه به قيام دو برادر علوى خاتمه دهد ، و چون مجددا بناى بغداد را آغاز كرد ، ناچار شد در مخارج بناى شهر بغداد مقتصدانه عمل كند ، به گونه‌اى كه او درهاى اين شهر را از شام و كوفه آورد . ( خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 71 - 72 / ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 1 ، ص 683 / كوك ، بغداد مدينة السلام ، ص 22 ) ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 205 .